جبهه واحد کارگری، تاکتیکی که باید انجام پذیرد
چرا امروز تمامی نیروهای سوسیالیست به اتحاد با یکدیگر نیاز دارند؟ آیا چنین اتحادی به معنی ادغام تمامی این نیرئها در یکدیگر و نادیده گرفتن اختلافات تئوریک ایست؟
در پاسخ به سوالات بالا و دیگر سوالات مشابه، از آخرین سوال شروع می کنیم و بدین بهانه چنین اتحادی را که امروزه در سطح فعالین جنبش با نام "اتحاد عمل" و در دوران پیشین با نام "جبهه ی واحد کارگری" شناخته شده است، تعریف می کنیم: اتحاد عمل و یا تاکتیک جبهه ی واحد (برای نیروهای چپ و سوسیالیست) عبارتست از متحد شدن تمامی فعالین، احزاب و گروه های در حال حاضر موجود ضد سرمایه داری علیه استبداد و تهاجمات لجام گسیخته ی سرمایه داری علیه حقوق اولیه نه تنها پرولتایا بلکه عموم توده های زحمتکش مردم
چنین اتحادی به معنای وحدت و ادغام نیست، طرف های درگیر چنین اقدامی نیازی ندارند و اصولاً نباید توافقات و یا بحث هایی بر سر برنامه های خود انجام دهند چرا که موضوع قرار گرفته در دستور کار چنین ایجاب نمی کند
پس از این تعریف کلی و اجمالی جا دارد که به بررسی تاریخی این تاکتیک بزنیم و وضعیت آن روز را با فضای امروز جامعه ایران مقایسه کنیم و در نهایت به این پاسخ برسیم که آیا چنین راهکاری م یتواند مفید باشد یا خیر؟
پس از پایان جنگ جهانی اول، در حالی که اکثر نیروهای سوسیال دموکرات موجود در انترناسیونال دوم و دو و نیم، با خیانت به پرولتاریا و حمایت نکردن از انقلاب پرولتاریای روسیه و کوبیدن بر طبل جنگ جهانی، عملاً در جبهه ی بورژوازی قرار گرفته بودند و از سویی دیگر پرولتاریای اروپا خسته از جنگ و ناموفق در انقلاب؛ ناچار بود که بار سنگین جبران خسارات جنگی را بر دوش کشد و شاهد حملات تمام عیار سرمایه داری بر علیه برخی دستاوردهای خویش باشد. در چنین شرایطی که فاشیسم در اروپا در حال به قدرت رسیدن بود و در برخی از کشورها به مانند ایتالیا نقداً قدرت را در دست گرفته بود، پرولتاریای انقلابی راهی به جز مبارزه برای حفظ حقوق اولیه خویش در برابر وحشی گری های سرمایه داری نداشت. اما نکته ی مهم در اینجا بود که هنوز کمونیست ها و مدافعین انقلاب اکتبر روسیه در بسیاری از کشورها ناتوان تر از آن بودند که بخواهند به تنهایی توده ها را در چنین کاری بسیج کنند و حتی فعالین سوسیال دموکراسی خائن اروپا سعی داشتند تا با اخراج کارگران و فعالین کمونیست از اتحادیه های کارگری، عملاً آنان را از صحنه به در کنند. در این وضعیت بدیهی بود که نیروهای کمونیست به تنهایی و بدون اتحاد با دیگر نیروها نمی توانستند دست به سازماندهی وسیع توده ها بزنند و در واقع رهنمود کنگره سوم کمینترن، یعنی «پیش به سوی توده ها» را به جلو ببرند. در چنین وضعی بود که کنگره ی چهارم کمینترن تاکتیک جبهه ی واحد پرولتری را اتخاذ کرد و از تمامی احزاب موجود در کمینترن خواست که آن را اجرا کنند و در عین حال تصریح کرد که در چنین اتحادهایی با سوسیال دموکرات های خائن و حافظ بورژوازی استقلال حزبی خود را کاملاً حفظ کنند. هدف اصلی این تاکتیک در سند تزهای مربوط به تاکتیک های کمینترن( کنگره ی چهارم کمینترن) چنین ذکر شده است
تاکتيک جبهه ی واحد صرفاً ابتکاری است که به واسطه ی آن کمونيست ها به همه کارگران متعلق به احزاب و گروه های ديگر و همه ی کارگران غيرحزبی پيشنهاد می کنند که به يکديگر بپيوندند و به مبارزه مشترک برای دفاع از منافع ابتدائی و آنی طبقه کارگر عليه بورژوازی دست بزنند. هر عملی، حتی به خاطر کسب جزئی ترين خواست های روزمره، می تواند به آگاهی انقلابی و آموزش انقلابی منجر شود. تجربه ی مبارزه، کارگران را نسبت به اجتناب ناپذيری انقلاب و اهميت تاريخی کمونيزم متقاعد خواهد ساخت.
به ويژه مهم است که هنگام استفاده از تاکتيک جبهه ی واحد نه فقط نتايج تهييجی که نتايج سازمانی نيز به دست آيند. از هر فرصتی بايد برای ايجاد پايگاه های سازمانی در ميان خود توده های کارگر استفاده کرد (کميته های کارخانه، کميسيون های نظارت متشکل از کارگران احزاب مختلف و کارگران غير حزبی، کميته های عمل ، و غيره).هدف اصلی تاکتيک جبهه ی واحد عبارت است از متحد کردن توده های کارگر از طريق تهييج و سازماندهی. موفقيت واقعی اين تاکتيک به جنبش "از پائين"، از ميان صفوف توده ی کارگران بستگی دارد. با اين وجود، شرايطی وجود دارند که تحت آن کمونيست ها نبايد از گفت گو با رهبران احزاب متخاصم کارگری خودداری کنند. به اين شرط که توده ها همواره از کم و کيف اين گفت و گو به طور کامل مطلع شوند. در طول مذاکرات با اين رهبران، استقلال حزب کمونيست و (استقلال) تهييج آن نبايد تحت هيچ گونه محدوديتی قرار بگيرد.
اکنون که مفهوم جبهه ی واحد به خوبی روشن شده است، به بررسی وضعیت جامعه ایران می پردازیم و سعی می کنیم که به این سوال پاسخ دهیم که آیا چنین تاکتیکی در ایران کاربرد مفیدی دارد یا نه؟
در ایران، سرمایه داری حاکم روز به روز بر تهاجمات خود علیه آزادی های دموکراتیک می افزاید، ظرف مدت کوتاهی دو زندانی سیاسی در زندان رژیم کشته می شوند، دانشجویان اخراج یا تعلیق می شوند و برخی نیز به دانشگاه ها راه داده نمی شوند. دولت ارتجاعی سرمایه داری احمدی نژاد در صدد تصویب قانون کاری است که چنان به حقوق طبقه ی کارگر یورش بره که حتی بسیاری از مزدوران در خانه کارگر نیز از پذیرفتن آن تا کنون سر باز زده اند. انجمن های دانشگاه ها یکی پس از دیگری بسته شده و فعالین پی در پی هم راهی زندان می شوند. تمام اینها نشان از ادامه داشتن حملات لجام گسیختهدولت و طبقه حاکم و آزادی های اولیه و دموکراتیک است اما وضعیت نیروهای پشرو و کمونیستی به چه شکل است؟
فارغ از تمامی ادعاهای پوچ و توخالی احزاب و گروه های رنگارنگ می بینیم که مبارزین و فعالین حقیقی سوسیالیست و انقلابی چه در جنبش دانشجویی و چه در جنبش کارگری در اقلیت مطلق هستند. آنان نمی توانند به تنهایی نه تنها دست به بسیج توده ها بزنند که توانایی حفظ وضعیت موجود را هم ندارند. در میان جنبش کارگری (همانطور که در نوشته های پیشین نیز آمده است) افتراق سرکشانه می تازد، جنبش دانشجویی نیز دست کمی از آن یکی ندارد با این تفاوت که رفقا و مبارزین دانشجو تا کنون چندید بار طعم اتحادهای موقت و هرچند کوچک را چشیده اندئ و در عمل به عملی بودن و حیاتی بودن آن رسیده اند. کافی است که نیم نگاهی به تجارب 16 آذر سال گذشته، و یا دفاع از سندیکای اتوبوسرانی در اول ماه مه امسال انداخته شود تا مفید بودن چنین تاکتیکی به اثبات برسد.
به اعتقاد من دلیلی وجود ندارد که تمامی فعالین حاضر در دانشگاه ها و کارخانجات متحد با یکدیگر و بدون آنکه توهم ادغام و وحدت را در سر بپرورانند بر علیه وضعیت موجود و سلطه ی حاکمان فعلی مبارزه ی بلادرنگ و بلا انقطاعی را آغاز کنند، بدیهی است که در این میان نباید با افراد مشکوک و همکار دولت وارد کار مشترک شد. اگر چنین شکلی از فعالیت آغاز شود، برای سوسیالیست های انقلابی در حاضر در اقلیت، چند مزیت را می تواند داشته باشد:
1. دسترسی به توده های کارگر و دانشجو بدون اینکه در خطر دستگیری چندانی باشند
2. امکان بحث و تبادل نظر با دیگر فعالین جهت پیشبرد اهداف سازمانی و تشکیلاتی
3. استفاده از چنین جمع وسیعی به عنوان پوشش
4. امکان تشکیل دادن هسته های سوسیالیستی که عملاً می توانند نطفه های یک حزب کمونیست باشد
چنین تاکتیکی در عمل می تواند به نفع فعالین صادق کمونیست در درون جنبش های مختلف اجتماعی باشد و از دیگر سو می تواند افشا کننده ی افراد و سازمانهایی باشد که دارای نظرات راست، خرده بورژوایی و رفرمیستی هستند. تنها در چنین اتحادهایی است که سوسیالیست های انقلابی می تواندد هم پیمانان حقیقی خود را بیابند و از این رهگذر نه تنها دست به تهییج و تبلیغ بزنند بلکه می توانند به امر مهم سازماندهی بپردازند.
برای مطالعه ی بیشتر خوانندگان را به اسناد کمینترن در همین زمینه ارجاع می دهم.


اما تغیراتی در محیط دانشگاه دیده میشه
(Comment this)