جنبش دانشجويي و 16 آذر، پاسيفيسم يا اتحاد عمل؟
بار ديگر 16 آذر در پيش است
جنبش دانشجويي و همچنين ساير جنبش هاي مترقي و پيشرو در سال گذشته شاهد حملات بسياري از جانب دولت ارتجاعي سرمايه داري بوده اند. دستگيري دانشجوياني مانند عابد توانچه ، يا تعطيل کردن انجمن هاي اسلامي ديگر نه چندان اسلامي! و همچنين تصفيه هاي نسبتاً وسيعي که در سطح دانشگاه هاي کشور انجام گرفته و کماکان قضاياي دانشجويان محروم از تحصيل و به اصطلاح ستاره دار! به افتضاح کشانيده شد. از سوي ديگر بازداشت غيرقانوني و 8 ماهه ي منصور اسانلو رييس هيأت مديره ي سنديکاي شرکت واحد و غيره تماماً حاکي از تهاجمات دنباله دار و سيستماتيک سرمايه داري ايران به جنبش هاي مترقي است

در چنين وضعيتي و در نظرگاه اول، شايد چنين برآيد که به علت از گرفته شدن سرکوب هاي شديد و اختناق اميزتر شدن فضاي جامعه و پيرو آن دانشگاه، نيروهاي چپ و سوسياليست انقلابي توان و نيروي لازم را جهت مقابله با سرکوب ها را نداشته باشند و از اين رهگذر ناچاراً مجبور به سکوت و يا فعاليتي نه چندان قابل قبول در 16 آذر گردند. اما راهکار چيست؟ آيا بايد با اتخاذ روش فرصت طلبانه ي برآورد نيروها در چنين موقعيت هايي که جنبش بيش از هر زمان ديگري نياز به "جنبش" دارد دست روي دست نهاد و تنها در انتظار بادي مساعد نشست؟
به اعتقاد من خير؛ نيروهاي انقلابي و پيشرو بايد در هر زمان مترقي ترين و پيشروترين عناصر محيطي خود باشند چرا که در غير اين صورت هويت و مشخصه ي اصلي خود را که پيشرو بودن است از دست مي دهند. اما همچنانکه نبايد به پاسيفيسم دچار شوند ، از ديگر سو نبايد به انحراف چپ روي مبتلا گردند
با اين تفاسير راهکار چيست؟ بي شک بايد در پاسخ به چنين پرسش مهمي روشي پيشنهاد داده شود که هم ضربه پذيري و هزينه بري را براي فعالين علني و سوسياليست هاي انقلابي پايين آورد و هم آنان بتوانند تأثيرگذارترين بوده و حضور خويش را با مقاومتي دوباره به رخ ليبرال هاي حکومتي و ديگر عوامل ارتجاع کشند. جنبش دانشجويي چپ و انقلاب
ي درست در همين لحظات است که بايد پيشرو بودن، راديکال بودن و واقعي بودن خود را به اثبات گذارد
ترديدي نيست که رفقاي سوسياليست و چپ در دانشگاه در اقليت هستند و از نظر کمي بسيار ضعيف مي باشند، اين موضوع خود به تنهايي مي تواند سبب ساز آسان گشتن سرکوب و در نطفه خفه کردن ايشان شود. اين رفقا مي توانند در روز 16 آذر و ديگر مناسبت هاي مشابه با به کارگيري تاکتيک هايي تناسب قوا را ، حتي به شکلي موقتي، به سود خويش تغيير دهند و از اين رهگذر با توجه به توانايي هاي بالاي تئوريک و سازماندهي (نسبت به فعالين ديگر جنبش ها) نبض جريان و کنترل آن را به دست گيرند اما پيش از تمامي اين ها، اين رفقا در ابتدا نياز دارند که از پوسته ي پيله واري که به دور خود تنيده اند بيرون آيند و غير دگماتيک بودن خود را به ساير فعالين نشان دهند. اين رفقا مي بايستي که مطالباتي را مطرح کنند که براي همگان و توده هاي علي العموم دانشجو قابل فهم بوده و به ديگر عبارت زميني باشد هنگامي که چنين مطالبات و خواست هايي از سوي دانشجويان چپ عرضه مي شود، عرصه براي متحد شدن با ساير گرايشات دموکرات و مستقل از دولت بوروژوايي باز مي گردد
با توجه به عبارات بالا، روشن است که تاکتيک پيشنهادي نگارنده براي روز 16 آذر در شرايط فعلي، اتحاد عملي وسيع با حضور دانشجويان دانشگاه هاي مختلف تهران و همچنين ديگر فعالين غيرچپ جنبش دانشجويي مي باشد
تنها و تنها از اين طريق است که در شرايط فعلي، پيشرو مي تواند کماکان پيشرو باقي بماند و وظايف سنگين خود را به انجام رساند
پيش به سوي اتحاد عمل وسيع دانشجويي
نابودباد فرقه گرايي


http://armanika.blogspot.com (Comment this)