16 آذر
پس از گذشت مدت رمانی طولانی به نظر می رسد که تمامی سخن ها مبنی بر ایجاد اتحاد عمل در مورد 16 آذر امسال، سراسر پوچ بوده و تماماً در راستای موضوعی بوده که به نام فرقه گرایی
!بار دیگر ثابت شد که تمامی حرف ها و عبارات پر طمطراق احزاب رنگارنگ چیزی جز بلوف ها و آژیتاسیون های پوچ و مسخره ی این احزاب نیست
!احزاب محترم و تا خرخره انقلابی، رهبرانی که در برابر مارکس و لنین ایستاده اید، احزابی که می خواهید با فریبکاری و فرقه گرایی حزب بی در و پیکر خود را توده ای کنید، لطفاً دروغ نگویید:در این راستا اتحادیه سوسیالیست های انقلابی ایران بیانیه ای منتشر کرده است که به اعتقاد من خط کاملاً درست و منطقی را اتخاذ نموده است،این بیانیه را در زیر عیناً می آورم
به سوی اتحاد عمل 16 آذر
علیه قیم مآبی و فرقه گرایی رفقای دانشجو و جوان! 16 آذر به زودی فرا می رسد! ضروری است متحداً اقدامی در این روز انجام دهیم! این اقدام مشترک به چند علت در وضعیت کنونی حائز اهمیت است: اول؛ برگزاری 16 آذر به پاس جوانانی که در این روز مبارزه و مقاومت کردند. بیش از نیم قرن پیش 16 آذر 1332، زمانی که چند ماهی از کودتای سیاه 28 مرداد نگذشته بود، خبر سفرنیکسون نماینده ویژه سردمدار استعمارگران جهان ، اولین تیشه را بر ریشه رژیم سلطنت پهلوی زد. دانشجویان معترض به بهای جان باختن بزرگ نیا، قندچی و شریعت رضوی، وضعیت رخوت در آن دوره را شکستند. با برگزاری 16 آذر امسال رخوت کنونی و سرکوب ها و بسته شدن های وبلاگ ها می تواند شکسته شود. خون جدیدی می تواند در رگ جوانان به حرکت آید. دوم؛ اتحاد ما در 16 آذر به دولت سرمایه داری نشان خواهد داد که ما متفرق و منشعب و تنها نیستیم. آنان برای نخستین بار در خواهند یافت که گرایشات سوسیالیستی افتراق را کنار گذاشته و از نزدیک با هم همکاری می کنند. بدین ترتیب استراتژی همیشگی آنان مبنی بر ایجاد افتراق میان ما با شکست مواجه خواهد شد. سوم؛ گرایشات مختلف جوانان سوسیالیست یا کمونیست که در اهداف عمومی خود (یعنی تحقق سوسیالیزم و ضدیت با سرمایه داری) اشتراک نظر داشته، اما در تاکتیک های خود ظاهرا اختلاف داشته؛ با هم از نزدیک به یک اقدام مشترک دست می زنند. از یک سو با هم در حین مبارزه مشترک ضد سرمایه داری آشنا شده و از سوی دیگر در جهت تاکید بر توافقات و حل اختلافات تاکتیکی نیز گام بر می دارند. از این طریق راه را برای وحدت های فراتر هموار می کنند. چه بسا آنها بتوانند بر اختلافات فائق آیند و در درون یک تشکیلات واحد کار سیاسی کنند. چهارم؛ این اتحاد عمل طیف سوسیالیستی، به سایر گرایشات مرَدد، قوت قلب می دهد و آنها را به جبهه وسیعتر سوسیالیستی جلب می کنند. لازم به ذکر است که امروز در میان جوانان افتراق وجود دارد و اتحاد عمل ما می تواند بر این وضعیت غلبه کند. اما متاسفانه برخی از گرایشات سوسیالیستی هنوز به مفهوم اساسی اتحاد عمل واقف نگشته اند. گرچه به ظاهر فراخوان به "اتحاد عمل" برای برگزاری 16 آذر انتشار داده اند، اما در باطن منظور دیگری را دنبال می کنند. هدف آنان اینست که سایرین به به زیر پرچم حزب، برنامه و مطالبات خود بسیج کنند و دست آخر این حرکت را از آن خود کنند. این روش درستی از تشکیل اتحاد عمل نمی باشد. این یک روش قیم مآبانه و فرقه گرایانه است. توجیه آنان اینست که به علت وجود اختناق نمی توان یک اتحاد عمل سراسری شکل داد و گرایشات مختلف سیاسی را از نزدیک متحد کرد. ئر نتیجه آنان با طرح یک سلسله مطالبات توافق نشده، از سایرین می خواهند "اتحاد عمل" کنند، اما نا به شکل برابر و با هم، بلکه بر محور مطالبات احزاب آنان! در صورتی که در وضعیت کنونی می توان با رعایت مسایل امنیتی از این روش فراتر رفت. به نظر ما «اتحاد عمل» چند جریان سیاسی تنها به این مفهوم نیست که بر سر چند مطالبات توافق کرده و سپس هر جریان به دنبال کار مستقل خود رود. اتحاد عمل یعنی توافق مطالبات و تدارک یک کار مشترک در یک محل مشخص. این تدارکات اقدامات است که اهمیت بیشتری از اشتراک در مطالبات پیدا می کند. اتحاد عمل نیروهای درگیر نمی تواند بر اساس صرفا توافق بر سر چند مطالبه انجام یابد. زیرا در آن صورت دیگر نیازی به فراخوان به اتحاد عمل نبوده و همانند گذشته حرکت های منفرد یک یا چند گروه که به بقیه اعلام کرده که زیر پرچم آنان بیایند! این روش از فراخوان دادن برای ایجاد یک قطب سوسیالیستی قوی میان جوانان در وضعیت کنونی کاررایی ندارد. امروز در داخل ایران هیچ نیرو ای نمی تواند ادعا کند که رهبری سیاسی کل جامعه را به تنهایی در دست دارد. از اینرو تمام نیروها و افراد باید در کنار یکدیگر و مشترکا گام بردارند و قطب سوسیالیستی را تقویت کنند. زیرا منافع این قطب فراتر از منافع هر «حزب»، سازمان و «اتحادیه» خاص است. گرایشات مختلف سوسیالیستی تنها باید اعلام کنند که برای سازماندهی این اتحاد عمل، تدارکات کار را باهم خواهند دید. اختلافات سیاسی نباید سد راه اتحاد عمل قرار گیرد. یک فراخوان مشترک توسط همه شرکت کنندگان برای جلب سایرین باید انتشار یابد. گرایشاتی که دراختلافات برنامه و سیاسی با هم دارند باید توجه کنند که باید در مقابل دشمن واحد و سایر گرایشات شبه سوسیالیستی در جامعه به شکل واحد با حفظ اختلافات ظاهر گشت. کدورت ها پیشین برای تقویت یک قطب سوسیالیستی باید کنار گذاشته شود. باید به شکل مثبت کار های عملی را سازمان داد و اختلافات نظریات را شخصی تلقی نکرد و آنها در یک محیط رفیقانه و دموکراتیک دامن زد. همه باید ببینند که سوسیالیست ها یا کمونیست ها خواهان اتحاد همه گرایشات هستند و نمی خواهند خود را به جامعه تحمیل و یا قیم مآبی کنند. رفقای دانشجو و جوان! چنانچه که ما از اتحاد عمل سر باز زنیم در نهایت باید در برابر نه تنها جنبش، که تاریخ پاسخگو باشیم. امروز وضعیت جنبش ما از سویی و از طرف دیگر شرایط حاکم بر جامع به نحوی است که هیچ یک از گرایشات و جریان های دانشجویی خود به تنهایی نمی توانند وارد عمل گردند چرا که در درجه اول در اقلیتی قرار دارند. در درجه ی دوم شدت فشار و سرکوب دولت سرمایه داری به اندازه ای است که بدون هیچ گونه ملاحظه ای تمامی فعالین را، اعم از لیبرال (غیر حکومتی)، سوسیال دموکرات و کمونیست چنان سرکوب می کند که شاید تا مدت ها نتوانند کمر راست کنند. نتیجه منطقی چنین واقعیات غیرقابل کتمانی از دو حالت خارج نیست: یا پاسیفیسم و حداکثر خرده کاری محض و یا اتحاد عملی گسترده بین فعالین. امروز پیشروان باید راه خود را برگزینند: پاسیفیسم و خفت ابدی در برابر جنبش و تاریخ و یا اتحاد عملی که می تواند نقطه عطفی در جنبش دانشجویی و سوسیالیستی ایران به حساب آید. چنانچه رفقایی با شیوه کار ذکر شده توافق داشته، می توانند با ما تماس گیرند تا یک کمیته تدارکات اتحاد عمل سراسری را با هم شکل دهیم. و در مورد مطالبات پیشنهادی نیز بحث و به توافق برسیم به امید پیروزی تمامی سوسیالیست ها در مبارزه شان علیه نظام سرمایه داری اتحادیه جوانان سوسیالیست انقلابی ایران 22 آبان 1385


"آزادی بیان! تریبون برای همه!"
دانشجویان در 21 آبان بروشنی نشان دادند که فضای دانشگاه رادیکالتر از این حرفهاست. فریاد میزدند "تریبون تریبون" و شعار های "آزادي بيان، تريبون براي همه"، "آقاي نوربخش ما چند ستارهايم"، "برادر سنتي روز آزادي بيان مبارك"، "دانشگاه مستقل حق مسلم ماست"، "بيش از 54 نفر احضار به كميته انضباطي، ثمره دولت مهرورزي" و "15 نفر محروميت از تحصيل"، " فاشیست ها حیا کنید دانشگاه رو رها کنید" و "دانشگاه پادگان نیست " را در دست داشتند .
دانشجویان خواهان اعتراض به مشکلات واقعی چون آپارتاید جنسی ، فضای نظامی و بگیر و ببند و مبارزه برای غیر مذهبی کردن دانشگاه ها با روش های رادیکال و جدی هستند. دانشگاه مدتهاست دو خرداد و گفتمان درون حکومتی را پشت سر گذاشته است. حرکت دانشجویان دانشگاه تهران در واقع تدارکی است برای یک 16 آذر چپ، رادیکال، عمیقا آزادیخواهانه و سوسیالیستی.
سازمان جوانان کمونیست از زنان ، کارگران، دانش آموزان و معلمان و همه مردم معترض به وضع موجود می خواهد به صف اعتراضی دانشجویان در آستانه 16 آذر بپیوندند و برای مبارزه ای قاطع علیه جمهوری اسلامی، علیه خطر جنگ و تحریم و بمب اتم و بدست گرفتن سرنوشت خود به میدان بیایند.
(Comment this)
نامه زندانيان اوين در رابطه با درگيري در زندان
يك باند از ارازل و اوباش رجايي شهر و جاهاي ديگر به قسمت كارگري ٣٥٠ ظرف سه روز گذشته منتقل شدند و سر كرده اين باند فرد شرور و بد سابقه اي به نام سيد جليل غريب كه با اسماعيل افتخاري (اسماعيل تير زن) كه از قبل در بند ٣٥٠ بوده است براي اقدامات خود با هم هماهنگ شدند. ظرف سه روز گذشته به انحاي مختلف غريب و نوچه ها و دارو دسته هاي غريب ايجاد تنش و درگيري كردند كه زندانيان سياسي متقابلا كوشيدند از ورود به تنش و دادن بهانه به حضرات جلوگيري كنند.
روز دوشنبه رئيس بند ٣٥٠ (حيدرلو) به وسيله زندانيان سياسي دعوت شد كه جلسه اي بگذارند و مسايل را با او در ميان بگذارند او قول داد مساله را حل و فصل كند اما ظاهرا توانايي و يا تمايل به اين كار را ندارد. صبح سه شنبه مامورين براي بردن سعيد شاه قلعه، يكي از زندانيان سياسي، به بند انفرادي وارد بند شدند. زرافشان براي پيگيري دليل انتقال به دفتر رئيس بند ٣٥٠ رفت و درآنجا در خود دفتر رئيس بند، مورد حمله جليل غريب و همدستان او قرار گرفت كه منجر به درگير او و ساير زندانيان ساسي با اوباشان مزبور شد. در اين ماجرا يكي از زندانيان سياسي به نامه هاشم شاهين نيا مجروح شد. پس از اين ماجرا دو معاون زنداني (سياه پور و جواد مومني و سرپرست حفاظت وزارت اطلاعات و كارمندان او و چند نفر ديگر به بند آمدند و زندانيان سياسي مسايل خود را با آنها در ميان گذاشتند ولي نامبردگان توانايي و يا تمايل اقدامات لازم در اين زمينه را از خود نشان ندادند. جليل غريب سر كرده ارازل مدعي است كه به كيان پور معاون جديد الورود در زندان پشتگرم است و دستورات او را اجرا ميكند.
نظر به اينكه رابطه زندانيان سياسي در اين سه ماه با رئيس زندان رابطه اي مبتني بر احترام متقابل و بدون مشكل بوده است، زندانيان سياسي منتظرند تا با رياست زندان اوين ملاقات كنند و ببينند آيا مشكل در خود اويل قابل حل است يا نه. ولي طي دو روز گذشته بدليل غيبت رياست زندان و درگيریهاي كاري او در خارج موفق به مذاكره با نامبرده براي اخذ تصميم در مورد وضعيت خود نشدند و در حال حاضر منتظر ملاقات با نامبرده هستند تا حجت را بر مسئولين زندان تمام كرده و بتوانند در مورد خود تصميم بگیرند.
زندان اوین
٢٤ آبانماه ١٣٨٥
(١٥ نوامبر ٢٠٠٦)
(Comment this)
موفق و پاینده باشی
به ما هم سری بزن (Comment this)